|
شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي پنجشنبه شب، بخش دوم از برنامه "به اسم دموكراسي " شامل توضيحات "هاله اسفندياري "، "يحيي كيان تاجبخش " و "رامين جهانبگلو" را پخش كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس متن كامل اظهارات "هاله اسفندياري "، "يحيي كيان تاجبخش " و "رامين جهانبگلو" در برنامه "به اسم دمكراسي " كه شب گذشته از شبكه اول پخش شد، بدين شرح است. در ابتدا كيان تاجبخش اظهار داشت: سرمايه اجتماعي كتابي بود كه من تاليف كردم، اين كتاب قبلا توسط دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور به فارسي ترجمه شده بود و كتابي مهم در علوم سياسي در آمريكا و متعلق به "پاتلان " بود چند سال بعد من كتاب ديگري درمورد سرمايه اجتماعي نوشتم و اين سبب شد كه اين مقوله سرمايه اجتماعي قابل تدريس بشود، بنابراين من در يكي از كلاسهاي دوره دكتراي دانشگاه تهران اين بحث را طرح و تدريس كردم، اين باعت شد كه افراد مختلف از جمله چندتن از شاگردانم همين موضوع سرمايه اجتماعي را به عنوان رساله دوره دكتراي خود انتخاب كنند و بعدا مقالات علمي خود را راجع به اينگونه مسايل بنويسند، پس از مدتي بعضي از اين افراد و شاگردان در دستگاههاي دولتي از جمله در وزارت كشور و سازمان شهرداريها صاحب سمت و مسووليت هاي رسمي شدند علاوه بر اين، اينها- مقوله و مفهوم سرمايه اجتماعي در داخل مجلات رسمي وزارت كشور كه براي تمام شهرداريهاي كشور ارسال مي شد- براي اولين بار مطرح شد. بعنوان حكمراني خوب و سرمايه اجتماعي محلي در واقع اين مقوله اشاعه پيدا كرد تا آنجا كه متوجه شدم كه اين بحت در داخل بعضي از شعارهاي انتخاباتي هم بتدريج جاي گرفت. در ادامه اين برنامه هاله اسفندياري گفت : يك نكته اي كه مي توانم بگويم رابطه اي است كه در بين دولت و افراد دولت و روساي اين بنيادها و مراكز تحقيقاتي ديده مي شود، درست مثل يك "درگردان "، واقعا مثل اين درهايي كه به دور خود مي چرخند و آدمها از اين طرفش وارد و از آن طرف خارج مي شوند، براي مثال رئيس اصلي در بروكينگز در زمان آقاي كلينتون، معاون وزارت خارجه بود. رييس شوراي روابط خارجي آمريكا كه واقعا يك نهاد بسيار با اهميت بود، او در دوره اول رياست جمهوري همين آقاي بوش سمت رياست قسمت برنامه ريزي برنامه هاي وزارتخارجه آمريكا را بعهده داشت. پس از اسفندياري، كيان تاجبخش اينچنين ادامه داد: بنياد سوروس اسم ديگرش موسسه جامعه باز يا "او اس آي " بود اين هم از فلسفه آقاي "پوپل " برگرفته شده است جورج سوروس از اين فلسفه اين برداشت را كرده كه همانطوري كه آقاي پوپل مي گويد در واقع هر علم اثبات پذير باشد، به معني ديگر هر علم و معرفتي بايد قابل ابطال باشد و نسبت به آن بايد شك و ترديد بوجود بيايد. رامين جهانبگلو ادامه داد: خوب از آنجا بود كه اين بحثي كه من مطرح مي كردم در مورد "اصلاح خشونت پذير" در جامعه ايران مي آيد- تقريبا به نوعي در ذهنيت يا دام اين نهادهاي آمريكايي افتاد- بطوريكه به آن شكلي نو بخشيدند و كم كم مرا با افراد و نهادهاي مختلفي آشنا كردند در عين اينكه كه كار من تمام شد و اين را در يك گزارش نهايي من براي آن سازمان نوشته بودم، آنجا بود كه من به اين مسايل توجه كردم و اين وضع تطبيقي بين جامعه مدني ايران و جامعه اروپاي شرقي و وضعيت فروپاشي با همديگر اشاراتي به آن شده بود- آقاي پراتنر مرا با نهاد "اودو ويلسون" و خانم هاله اسفندياري آشنا كرد، به اين ترتيب در حقيقت هاله اسفندياري و نهاد اودو ويلسون يك نهاد جديدي شد كه جايگزين "اني اي دي " شد و مي شود گفت آن بحثي را كه در اني اي دي صورت گرفته بود را به نوعي پي گرفت. تاجبخش پس از آن افزود: هدف دراز مدت بنياد سوروس براي پياده كردن آن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه يا جامعه اي به سمت جامعه باز- اين است كه بين حاكميت و ملت شكاف ايجاد بشود و از طريق اين شكاف آن قسمت هاي جامعه مدني كه برمبناي جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده - روي آن حاكميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال كند، اين احتمال دارد شكل شتاب زده اي داشته باشد (اگر درجايي مثل گرجستان باشد ) و درجايي ديگر مي تواند شكل تدريجي به خود بگيرد و تغيير رفتارها شكلي تدريجي و نرم داشته باشد براي ايجاد چنين شكافي مي گويد- يا دولت مركزي يا حاكميت مركزي بايد تضعيف بشود يا آن بخش جامعه مدني يا بخش عمومي را كه همراه با آن حاكميت نيست، بايد توانمند باشد. سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام كمونيسم و شوروي اين بايد باشد كه جهان اسلام را هدف قرار دهند و همين امر همان حالت "اتو پيك " را مجددا و استراتژي دراز مدت اين بنياد را نيز نشان مي دهد يعني درواقع تا بحال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاريهاي بنياد سوروس در داخل اروپاي شرقي - آسياي مركزي و جماهير شوروي سابق قرار داشته است ولي الان بطور محاوره اي اگر عنوان كنيم آن بنياد احساس مي كند كه كارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت كشورهاي اسلامي از جمله تركيه، كشورهاي عرب، پاكستان، افغانستان وساير اينها به پيش مي رود. هاله اسفندياري در بخش ديگري از سخنانش گفت: نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت او از بنياد فورد شنيده بود كه در مركز ويلسون يك برنامه خاورميانه اي را شروع كرده و اينكه علاقه مند است كه دركنار اين يك برنامه ايران را هم داشته باشد اين بود كه نماينده انستيتوي جامعه باز كه بخشي از بنياد سوروس است با ما تماس گرفت و آقاي "انتوني ريشته " به واشنگتن آمدند و آنجا با رييس برنامه بين الملل و من يك نشستي داشتيم دراين جلسه بود كه در مورد هدف و برنامه هايي كه در نظر داشتيم براي ايشان توضيحاتي داديم، ايشان هم گفتند كه علاقه مند هستندكه اين بنياد به برنامه سخنرانيهاي ايران كمك مالي بكند. كيان تاجبخش در ادامه برنامه اظهار داشت : شواردنادزه خودش نقل كرد كه خيلي از ناآراميها و تحولاتي كه در گرجستان اتفاق افتاد از طريق حمايت هاي نهادهايي بود كه از طرف بنياد سوروس حمايت مي شدند و اين بر مي گردد به آن "بعد دو" و آن اهميت بعد دو چيست كه آن توانمند ساختن نهادهايي است كه با بنياد سوروس در ارتباط هستند، در شرايط خاصي بلافاصله مي توانند مورد حمايت بنياد سوروس بشوند چه ازانتقال پول و استفاده براي رسانه براي اعتراضات خياباني و براي فعاليت هاي مختلف در انتخابات و غير انتخابات، بتدريج در دو سال گذشته كه من قرارداد مشاوره اي داشتم در چند جلسه بسته بيشتر با مديران ارشد نكاتي شنيدم. هاله اسفندياري ادامه داد: من واقعا نمي دانستم كه بنياد سوروس چه نقش مهمي در مساله فروپاشي شوروي داشته و به هر حال اين بنياد پول زيادي در شوروي خرج كرد، بنياد را يك شخصي به نام "جرج سوروس " درست كرد كه ايشان مجاري الاصل هستند كه بعد از جنگ دوم جهاني به آمريكا آمدند و يك ثروت نسبتا قابل ملاحظه اي در آنجا به هم زدند و هدفشان براي كشورهايي كه جزو شوروي سابق بودند اين بود كه يك جامعه باز بوجود بياورد، وي سپس با شوروي شروع كرد- الان هم در جمهوريهاي آسياي ميانه خيلي فعال هستند- بخصوص خودشان هم علنا مي گويند كه موثر بودند يا عامل انقلاب مخملي در گرجستان بودند و به هر حال در اوكراين هم يك فعاليت هاي در زمينه انقلاب مخملي داشتند. يحيي كيان تاجبخش افزود: اين باعت مي شود كه با پيشبرد اين برنامه، آنچه در ايران اتفاق مي افتد و يك مدل دمكراسي غربي دارد با "ان جي او" توانمند ساز و تقويت مي كند و چون اين يك تعارض شايد در شكل هاي اولي براي تصميم گيري و دور هم نشستن شباهتي با هم داشته باشند ولي نهايتا بر مبناي فلسفه، اصول و سنت چه فرهنگ رسمي چه قوانين رسمي تعارضي بالاخره پيش مي آيد اين مي شود كه در واقع اين شكاف بين حاكميت و ملت از طريق آن جامعه مدني محلي نتيجه اين كار خواهد بود، بوش آمده است كه بگويد ما مي خواهيم دنيا را براي دمكراسي آماده كنيم ولي از دهنش در آمده است كه ما مي خواهيم دنيا را براي خودمان آماده كنيم بعد بلافاصله گفته است نه منظورم يعني دمكراسي و هانتيگتون در پاورقي مي گويد همان حرف اولي. هاله اسفندياري گفت : الان كه نزديك به پنج ماه است كه من در ايران هستم و فرصتي برايم پيش آمد كه روي اين مسايل كه مطرح كردم فكر كنم و صحبت هايي هم دراين باره كرديم واقعا به اين نتيجه رسيدم كه اين افراد و خود من بشويم حلقه هاي يك زنجيره اي كه تشكيل شده از بنيادها- مراكز تحقيقاتي و دانشگاهها كه به اسم دمكراسي به اسم توانمندسازي زنان به اسم ديالوك حتي در ارتباط سعي كنند يك شبكه هايي بوجود بياورند كه اين شبكه ها نهايتا در داخل ايران منجر بشود به بوجود آوردن يك تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعا متزلزل كردن اين سيستم. رامين جهانبگلو ادامه داد: من الان كه بر مي گردم به اين فعاليت چند ساله ام از دوره آمريكا تا ايران مي بينيم كه فعاليت هايي كه داشتم بيشتر در راستاي منافع دشمنان ايران قرار گرفته تا در راستاي منافع ملت ايران و از كرده خودم خيلي پشيمانم و فكر مي كنم كه به بهترين وجه بايد آن را بتوانم جبران كنم.

|