هنر مظهر خلاقيت خدا از طريق آدمي است اخبار
 
منوهای اصلی
اخبار » اقتصادی سیاسی ورزشی اجتماعی گزارش تصویری تکنولوژی سینمایی نمایشگاه ها مقاله دانلود

3 اطلاعات آماری سایت اصناف و مشاغل ایران

6آمار سایت اصناف و مشاغل

» آمار بازديد سايت

٢٥٣٨٠٤٢

» مشاغل ثبت شده

٧٠٥

» تعداد اعضاء سایت

٣٤٦٦

 


3 نیازمندی های مشاغل ایران (آگهی ها)

6آمار سایت نیازمندیهای مشاغل

» مجموع آگهی ها

١١٨٣
   
   
6جستجوی آگهی

3 فروشگاه تخصصی مشاغل ایران

6آمارفروشگاه مشاغل ایران

» مجموع کالاهای موجود

٩٨٥

» مجموع فروش کالا

٨١
   
6جستجوی کالاهای فروشگاه اینترنتی

نمایشگاه و فروشگاه کتاب، محصولات تولیدی اعضاء سایت مشاغل، کامپیوتر و نوت بوک، گوشی موبایل و سی دی

   دسته بندي موضوعی اخبار
اخبار سینمایی و فرهنگی - يكشنبه ۰۸ شهريور ۱۳۸۸
هنر مظهر خلاقيت خدا از طريق آدمي است

يك عرفان پژوه گفت: هنرمند وقتي به هنر مي‌پردازد خلاقيت مي‌آفريند، مظهر خلاقيت خداست، پس هنر مظهر خلاقيت خدا از طريق آدمي است.


به گزارش خبرنگار فارس، نشستي ديگر از سلسله نشست‌هاي مولوي پژوهي به مسئله زيبايي‌شناسي نزد مولانا و تاثيرگذاري پيشينيان مولانا با حضور علي محمد صابري و پرويز عباسي داكاني عصر ديروز در سراي اهل قلم برگزار شد.
در ابتداي اين نشست پرويز عباسي داكاني (مولوي پژوه) گفت: در متون عرفاني حديث قدسي نقل مي‌شود كه حضرت داوود از خداوند سوال مي‌كند: يا رب‌ لماذا خلقت الخلق (خدايا چرا آفريدي؟)
خداوند پاسخ مي‌دهد: يا داوود كنت كنذا مخفيا، احببت ان اعرف( گنجي پنهان بودم و دوست داشتم شناخته شوم)
وي با اشاره به واژه "احببت " گفت: احببت، به معناي دوست داشتن است. پس در اين مكان يك پايه بنام محبت پديد آمد.
داكاني افزود: دوست داشتن همواره يك پايه است. (دوست داشتم شناخته شوم) در اينجا معرفت پديد آمد.
اين مولوي پژوه گفت: پس از بحث دو كلمه اساسي كه ستون‌هاي علم‌الجمال يا هستي‌شناسي عارفانه هستند با نام‌هاي محبت و معرفت آشكار مي‌شود.
وي در ادامه با اشاره به "كنذامخفيا "افزود: خداوند گنجي پنهان است و اين گنج مطلق دوست دارد شناخته شود.
داكاني به سخن نورالدين عبدالرحمان جامي اشاره كرد و گفت: "پري روتاب مستوري ندارد " يعني زيبايي هميشه متوجه غير است و همواره دوست دارد به عرضه آمده و دوست داشته شود.
داكاني در مورد رابطه زيبايي و عشق افزود: دو كلمه حسن و عشق بسيار كاربرد دارد. مولانا نيز بسيار از اين واژه سخن رانده است: گنج مخفي بود ز پري جوش كرد خاك را سلطان اطلس پوش كرد
وي با اشاره به اين بيت مولانا بيان كرد: مولانا مي‌گويد، خاك ديگر خاك نيست بلكه اين خاكي است كه بر آن تجلي افزوده شده است.
داكاني با اشاره به عطار نيشابوري و سخن او در آغاز منطق‌الطير و ظهور سيمرغ گفت: در عرفان ما اساس ظهور است و در واقع حقيقتي وجود دارد و آن حقيقت احدي مي‌خواهد از احديت به واحديت برسد.
وي با اشاره به و واژه احديت و واحديت گفت: احديت خدا است و خودش و واحديت خداست و ظهوراتش پس سير هستي‌شناسي عارفانه از احديت به واحديت است.
وي با اشاره به اين دو واژه و سخن عطار و اينكه سيمرغ چرا و چگونه ظهور كرد؟ تصريح كرد: سيمرغ رمز تجلي الوهي است و عطار مي‌گويد:
اي عجب بر بلاد چين گذشتي نيمه شب در ميان چين فتاد از وي پري
در اين بيت: پر سيمرغ، شب، چين همه رمزگونه آمده است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد و گفت: افلاطون كلمه "حسن " را فراوان بكار مي‌برد. حسن داراي دو معناي خوبي و زيبايي است، پس زيبايي شناسي آرماني است.
داكاني با اشاره به اين مطلب كه زيبايي‌شناسي با اخلاق نسبت دارد اضافه كرد: به طور كلي در فلسفه‌ها و هنرهاي معاصر پس از رنسانس فقدان عرفان و ملكوت به نوعي دغدغه شده بود.
نويسنده "شمس من و خداي من " با اشاره به اين مطلب كه سورئاليسم غربي ما را از واقعيت پايين‌تر مي‌برد افزود: مولانا و عرفاي ما تفاوتي با حكما دارند. در اين بين افرادي از فلاسفه و عرفاي ما تاثير گرفتند كه از آن جمله مي‌توان به ابن سينا و سهروردي اشاره كرد.
داكاني ضمن اشاره به اولين فردي كه رابطه خيال و جمال را مورد بررسي قرار داد تاكيد كرد: ابن سينا اولين فردي بود كه رابطه خيال و جمال را بررسي كرد و به اين نتيجه كه ما خيال، حس و عقل داريم، رسيد.
خالق اثر "شمس من و خداي من " افزود: به قول ارسطو اگر حس نباشد ما بخشي از معرفتمان را از دست خواهيم داد. "من فقد حسا فقد علما " معرفت حسي آغاز كار است، اما كافي نيست.
اين عرفان‌پژوه در ادامه افزود: پس از معرفت حسي، معرفت خيالي مطرح مي‌شود اما برتر از آن معرفت عقلي است.
وي افزود: خيال از يك سو به عقل و از سويي به حس متصل است. اما بايد دانست ما چگونه به هنر و زيبايي مي‌رسيم. از يك سو زيبايي را از حس مي‌گيرم و از سويي همين زيبايي را از عقل دريافت مي‌كنيم.
وي با اشاره به سخن ابن سينا در اين زمينه گفت: ابن سينا معتقد است (حس و خيال) همانند آينه‌هاي تو در تو عمل مي‌كنند، گاهي حس به خيال مي‌رسد و گاهي خيال به حس، عقل و خيال نيز چنين است.
اين عرفان‌پژوه در ادامه اضافه كرد: انسان بسياري از خلاقيت‌ها را از درون خود مي‌گيرد اما در عرفان اين درون به باطن عالم وصل است.
وي به جمله‌اي در انجيل اشاره كرد و گفت: جمله اي در انجيل وجود دار كه در عرفان ما نيز بسيار كاركرد دارد و آن اينكه خداوند مي‌فرمايد: من انسان را بر صورت خويش آفريدم و انسان خداگونه است.
وي با اشاره به سخن ابن عربي و ابن سينا افزود: خيال شبيه‌ترين موجود به خدا است. انسان با خدا نسبتي دارد كه هيچ موجود ديگري اين نسبت را ندارد.
وي بيان كرد: عالم يا خود خدا و يا تجلي خداست. و اگر خود خدا را نبينيم حداقل تجلياتش را خواهيم ديد. و هنرمند بيش از هر فردي در معرض اين تجليات قرار دارد.
داكاني با اشاره به سخن شبستري كه معتقد بود تجلي گاهي جمال و گه جلال است، خاطر نشان كرد: با اين سخن ما به نوعي حكمت تمثيلي و يا زيبايي‌شناسي تمثيلي مي‌رسيم، همان زيبايي‌شناسي كه رمز و تمثيل اساس آن است.
وي با اشاره به اين ديدگاه ادامه داد: با توجه به اين نظر هستي رمز است. خداوند به دو طريق خلاقيتش را نشان مي‌دهد يكي خلاقيت مستقيم در طبيعت وجود و ديگري خلاقيت انساني.
اين عرفان‌پژوه در ادامه افزود: هنرمند وقتي به خلاقيت مي‌رود مظهر خلاقيت خداست، پس هنر مظهر خلاقيت خدا از طريق آدمي است.
وي گفت: انسان شبيه‌ترين موجود به خدا و خليفة‌الله است و لذا از اين منظر زيبايي شناسي به وجود‌شناسي مربوط مي‌شود كه نه فقط بايد ماهيت هنر را بشناسيم بلكه بايد با وجود هنر نيز آشنا باشيم.
داكاني بيان كرد: مولانا متذكر مي‌شود كه جمال تنها در آفاق بلكه در انفس هم وجود دارد. پس ما يك زيبايي آفاقي و يك زيبايي انفسي داريم.
وي با اشاره به مبحث زيبايي ادامه داد: عرفا و مولانا انسان را دعوت به زيبابيني مي‌كنند. عرفان همه را دعوت به ديدن مي‌كند يعني چيزي را كه مي‌بيني بايد ديدن براي چيز ديگر باشد.
نويسنده كتاب "شمس من و خداي من " با خواندن اين مصرع از حافظ كه "هركو نكند فهمي زين كلك خيال انگيز " تصريح كرد: ممكن است ما فقط نقاشي را ببينيم اما در پشت آن قلم و پشت آن دست و انديشه‌اي بوده كه با نگاهي ديگر قابل فهم است.
داكاني گفت: هنري كه دريافت اينچنين ندارد نقشش از ديد عرفان به حرام است. درك زيبايي جهان منوط به درك زيبايي جان است. چرا كه ما يك جان و يك جهان هنري داريم تا جان هنري نباشد جهان هنري وجود نخواهد داشت.

* صابري: دل مركز وصال، ديدار و شهود بي‌واسطه است

در ادامه علي محمد‌ صابري استاد دانشگاه در مورد جمال و زيبائي از ديد مولانا افزود: بحث زيبايي شناسي و عشق يكي از مباحث مهم در ميان فلاسفه، ادبا، عرفا و روانشناسان است.
صابري گفت: به همين دليل اهميت اين موضوع تحقيق همه جانبه نظري و عملي را مي‌طلبد و سلوك فكرت هم لازم است.
صابري با توجه به اهميت بحث زيبايي شناسي گفت: اينكه زيبايي شناسي سخن مشترك ميان همه انديشمندان و دانشمندان است و زيبائي‌شناسي و عشق يك راز و يك وصال است.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: زيبايي شناسي در بين ادبا و روانشناسان به عنوان يك مسئله بيان مي‌شود كه بايد حل و تحليل گردد و در ميان فلسفه همانند يك راز و در بين عرفا زيبايي شناسي حقيقتي است كه مي‌خواهند به آن برسند.
اين استاد دانشگاه افزود: زيبايي ‌شناسي افقي است كه اگر گشوده شود باعث رشد و كمال انسان مي‌شود.
وي بيان كرد: احمد غزالي از عرفاي بزرگ معتقد بود كه راه كمال رسيدن به اين حقيقت زيبايي است و به اين حقيقت نمي‌توان رسيد مگر اينكه عاشق باشيد.
وي به ديگر اهميت زيبايي‌شناسي اشاره كرد و افزود: زيبايي‌شناسي زمينه تفكر و تامل انسان را فراهم مي‌كند اما نه تحمل بيروني بلكه يك تحمل دروني و به قول‌ هايديگر نه به عنوان فرد منتشر.
صابري افزود: تنها ابزاري كه انسان در درون خود دارد دل است كه به عنوان مركز وصال و ديدار و شهود بي‌واسطه آورده مي‌شود كه اين زمينه تامل باعث مي‌شود به دل و قلب او قوت بخشيده و يك گشودگي فراهم آورد تا راه كمال را بشناسد.
اين استاد دانشگاه گفت: افلاطون يكي از فلاسفه‌اي است كه در باب زيبائي‌شناسي مطالب بسيار مهمي دارد. وي در رساله كوچك خود به نام "ضيافت " و يا "بزم " به مراتب زيبايي پرداخت است.
وي ادامه داد: اين رساله بسيار كوچك اما كاملي است كه به لحاظ معنا بالاتر از بسياري از رساله‌ها مخصوصا رساله جمهوري است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: افلاطون در اين رساله از مراتب زيبايي سخن مي‌گويد و بحث عشق را مطرح مي‌كند.
صابري در ادامه تصريح كرد: افلاطون از زيبايي‌هاي ظاهري، زميني سخن مي‌گويد و آن را در صورت و جسم و ظاهر مي‌داند.
وي به مرتبه ديگر از زيبايي اشاره كرد و افزود: مرتبه ديگر از زيبايي مربوط به جسم است كه وي معتقد است اين زيبايي در تمامي جانداران وجود دارد. چرا كه زيبايي در تمامي موجودات وجود دارد و هر يك بهره‌اي از زيبايي دارند.
وي افزود: افلاطون هم معتقد است، يك درجه از زيبايي در اين عالم وجود دارد و سعدي هم بر اين موضوع تاكيد مي‌كند كه "به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست "
اين مولوي پژوه اضافه كرد: درجه ديگري از زيبايي كه افلاطون در رساله خود ان را‌ بيان مي‌كند زيبايي است كه در سيرت وجود دارد و نه در صورت. اين مقوله زيبايي را افلاطون "اخلاق " مي‌داند.
وي ادامه داد: مراتب ديگري از زيبايي را افلاطون در علم، معرفت و دانش مي‌داند و بايد دانست كه علم و دانش فقط سواد دانستن نيست.
وي با اشاره به مراتب علم از ديد عرفا بيان كرد: علم از نظرگاه عرفان مراتبي از جمله علم‌اليقين، عين‌اليقين و حق‌اليقين را دارد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه افلاطون حسن را اقيانوس پهناور زيبايي مي‌داند گفت: افلاطون در واقع سوالي را در رساله خود مطرح مي‌كند و آن اينكه چگونه به حقيقت زيبايي مي‌توان رسيد؟ و سپس از اسطوره‌اي كه در رساله بيان مي‌كند، مي‌گويد به واسطه عشق مي‌توان به حقيقت زيبايي رسيد.
وي تاكيد كرد: افلاطون در اين اسطوره بيان مي‌كند كه عشق فرزند خدايي به نام غنا و خداي فقر و مادر ناداري پنيا است كه اين دو وقتي مزاوجت كردند نطفه عشق بسته شد و در روز تولد آفروديته الهه زيبايي نطفه عشق بسته شد.
صابري پس از خواندن اين شعر " عشق و افلاسند در همسايگي هست اين سرمايه بي‌سرمايگي " افزود: عشق در واقع هم فرزند غنا و هم فرزند فقر است.
صابري گفت: بايد درد در او پديد آيد اگر درد در فرد پديد آيد نياز رخ مي‌نمايد. با اين نياز مي‌توان به اقيانوس پهناور زيبايي رسيد.
صابري تصريح كرد: سهروردي در كتاب "في‌الحقيقه العشق " اسطوره‌اي را با سخن رمزگونه بيان مي‌كند كه متاسفانه در كشور ما بسيار كم شرح شده است.
صابري با اشاره به اين رساله سهروردي تاكيد كرد: ذات حق تعالي هيچ گونه ظهوري ندارد جز يك ظهور آن هم عقل اول است.
وي ادامه داد: اين عقل داراي سه گوهر و سه صفت است. يكي عقلي كه در پس شناخت خود داراي حب ذات است در اين محل عشق پديد مي‌آيد. ديگر عقلي كه مي‌خواهد مبداء خود را بشناسد كه در اين جا حسن پديد مي ايد چراكه حسن عقلي است كه به مبدا نگريسته است.
صابري به گوهر و صفت سوم عقل اشاره كرد و گفت: و ديگر اينكه عقل مي‌خواهد ببيند مي‌تواند خود ظهوري ديگر كند و چيزي را همانند مبداء پديد آورد.
وي گفت: عقل سه ظهور دارد ظهور اول به شناخت خود، سپس به شناخت مبداء و در نهايت عقلي كه مِيخواهد همانند ذات ظهور كند كه حزن را پديد مي‌آورد.
وي افزود: سهروردي معتقد است حزن و عشق جنبه ملكوتي دارد. چون يا به خود و يا به مبدا انديشيده مي‌شود و مربوط به اين عالم نبوده و كاملا ملكوتي است.
صابري گفت: حسن و عشق ملكوتي و مربوط به اين عالم نيستند بلكه به اين عالم مي‌آيند. حسن مي‌ايد و با آدم قرين مي‌شود و پس از قرين شدن يوسف مي‌شود. و عشق (زليخا) و حزن يعقوب. يكي در چهره يوسف ظهور كرده كه حسن و جمال مطلق است و ديگري ديدار يوسف را به عنوان نياز مي‌بيند و ديگري عشق را مي‌جويد.
وي گفت: يعقوب مي‌خواهد به سمت حسن يوسفي حركت كند كه در نهايت به اين حسن هم سجده مي‌كند.
وي افزود: اين عشق در اين عالم ظهورات مختلف دارد. اما اين نيرو چيست كه تمام موجودات با آن به سمت مقصد در حركتند؟ اين نيرو، نيروي عشق است كه مصدرش زيبايي مطلق است. يعني اينجا عشق واسطه و مصدر زيبايي مطلق است.
ي اضافه كرد: عاشق براي وصال به معشوق موانعي مي‌بيند كه يكي خلق و ديگري خود اوست. او در نهايت به جايي مي‌رسد كه مي‌بيند معشوق هم مانعي براي رسيدن به حقيقت عشق است



 
3

صفحه اصلی

3

دسته بندی صنفی مشاغل

3

لیست شرکتهای عضو

3 اطلاعات اصناف و مشاغل عضو
3

درباره سايت

3

پرسش و پاسخ

3

تعرفه خدمات

3

تماس با ما - (مشاوره)

3 پایگاه تخصصی اصناف و مشاغل ایران 3 فروشگاه اینترنتی مشاغل ایران 3 نیازمندی های مشاغل(آگهی) 3 گالری بزرگ عکس و تصویر
3

اخبار(اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،هنری و...)

3 نمایندگیهای رسمی در ایران 3 طراحی سایت   کلمات کلیدی سایت
3

ثبت نام و عضویت

  نمایشگاه بین المللی تهران        
Copy Rights 2008 BY RVKP All Rights Reserved
شرکت راوک نگار پارس، طراح و مجری سایت های اینترنتی، سی دی مالتی مدیا و گرافیک محیطی