|
اولین روز کنفرانس جهانی «از بلخ تا قونیه» با حضور اسایتد زبان فارسی و اندیشمندان ایرانی و خارجی برگزار شد.
کنفرانس جهانی «از بلخ تا قونیه» امروز با حضور کاظم موسوی بجنودی رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، غلامعلی حدادعادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سیدحسین نصر از دانشگاه جورج واشنگتن، محمدعلی موحد از مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و محمدعلی اسلامی ندوشن از دانشگاه تهران و جمعی از کارشناسان و مولاناشناسان کشور و سایر کشورها در تالار رسول اکرم(ص) دایرةالمعارف بزرگ اسلامی از امروز به مدت دو روز در تهران آغاز به کار کرد.
* بجنوردی: مولانا بازتابنده روح ایرانی است
در این مراسم کاظم موسوی بجنوردی رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، بیان داشت: مولانا برای ما از این نقطه نظر بسیار حائز اهمیت است که در باورها و رفتار ما نقش بسیار مؤثری داشته و به نوعی دیگر مولانا حتی در فرهنگ عامه نقش بسزایی داشته و ما در واقع با مولانا زندگی میکنیم.
وی با بیان اینکه مکتب مولانا، مکتب عشق است، گفت: ظلم است به اسلام که با برخورداری از مکتب عشق و صلح با آن معاملاتی میشود و برخی از گروههای سیهاندیش آن را ملاک کارشان قرار میدهد که برای خاصی برای زندگی خود داشته باشند که از نوع آن میتوان به طالبان اشاره کرد.
بجنودی با بیان اینکه مولانا عشق را درمان همه دردها میداند، ادامه داد: مولانا از عشق به صلح رسید یعنی از همین عشق است که مولانا به صلح میرسد و او دارای فرهنگ ایرانی است.
وی افزود: ایرانیها با چنین فرهنگی زندگی میکنند چرا که مولانا نقش بسیار مؤثری در اندیشه بشری داشته و دارد و فرهنگ اسلامی با حضور فعال ایرانیها شکوفا شد یعنی وقتی که خراسان بزرگ را در نظر بگیریم خواهیم فهمید که چه مردان بزرگی را به وجود آورد که یکی از آنها مولانا است.
رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه مولانا بازتابنده روح ایرانی است گفت: امیدوارم این همایش که از امروز آغاز شده نتایج خوب علمی داشته باشند چرا که دانشمندانی که مولوی شناس در تمام سراسر دنیا بوده در این همایش حضور دارند و با مقالههایی که ارائه میکند امیدواریم در این بخش و در حوزه علمی ما پرثمر باشند.
**حدادعادل: عشق مهمترین پیام مولانا/دیوان شمس معرف شوریدگی شیرین مولانا است
غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در همایش کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه، با تشکر و خوشآمدگویی از مهمانان و مولاناشناسانی که از سایر کشورها به این همایش آمدند، بیان داشت: از مرکز دایرهالمعارف اسلامی که به برگزاری بزرگداشت مولانا اهتمام ورزیدهاند کمال تشکر را داریم.
وی افزود: بنده مناسب دیدم در عرایض خود و در روز افتتاحیه به نینامه مولانا بپردازم چرا که مثنوی، میوه عمر مولانا است.
*مثنوی، میوه عمر مولانا است
حداد عادل ادامه داد: مثنوی، میوه عمر مولانا است یعنی ترکیب بههنجاری بوده است. یعنی ترکیب بههنجاری از علم و عشق است؛ مثنوی در نیمه اول عمر مولانا و برخی از اشعار برای نیمه دوم عمر آن است و آن شورگی و شیفتگی که در مولانای عامل وقتی با ملاقات شمس آغاز شد ارتباط آن را با زندگی عادی گسیخته است و آن را مجذوب کرده و در حال استقراء قرار داد. به نوعی او مانند سیری آشفته و ویرانگر بود.
* دیوان شمس معرف شوریدگی شیرین مولانا است
وی افزود: سالیان دراز مولانا در این آشفتگی شیرین سر میکرد دیوان شمس بیشتر معرف این دوران است اما مانند هر سیری که از آغاز از کوهسار سرازیر میشود ویرانگر و آشوبگر است و سرمایه آب را در دشت دوردست در یک آرامشی کشتزارها را سیراب میکند. انگار که مولانا در مثنوی همین را دارد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: میدانیم که مولانا خود احساس کرده بود که باید به سرودن کتاب جامعی مانند مثنوی همت گمارد. ما میتوانیم بگوییم (نینامه) مولانا که مثنوی را با آن آغاز میکند در حقیقت فهرست مثنوی و فشرده مثنوی است و بیان مقصود مولانا از کل کتاب بوده و مانند سوره فاتحهالکتاب در آغاز قرآن است.
وی اضافه کرد: جایگاه سورههای کوتاه قرآن در پایان قرآن کریم است اما سورهفاتحهالکتاب که یک سوره کوتاه بوده در آغاز قرآن کریم جا گرفته است این سوره روح تعالی قرآن را از توحید، نبوت و امامت در خود دارد(نینامه) مولانا همان گونه است.
حداد عادل ادامه داد: این کتاب دارای دو بخش است که یک بخش آن را مولانا در ۱۸ بیت سروده است و 16 بیت دیگر بر آن افزوده که جمعا ۳۴ بیت با مضمون و بسته واحد است و بعد از آن مولانا مثنوی را با سبک خود آغاز میکند.
* مولانا در نینامه از سبکهای شناخته شده عدول میکند
وی افزود: نکته مهم این است که مولانا کتاب خود را با سبک بدیع آغاز میکند و از آن روش معمول سایر مؤلفان که با تمهیدیهای شناخته شده آغاز میکردند عدول میکنند اما مقصود او همان چیزی است که در تمهیدیه میگفتند اما او بیان هنری را به استخدام در میآورد و (نی) را به عنوان تمثیری از خود معرفی میکند.
حداد عادل بیان کرد: مولانا به حسامالدین و همه مریدان و همه نسلها میخواسته بیان کند که من مانند نی ناله کرده و به نوعی رازگویی میکنم و عشق را بیان خواهم کرد. یعنی او به جای اوکه به حسامالدین بگوید که بشنو که من چه میگویم میگوید بشنو که از این نی چه میگوید.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با بیان اینکه مهمترین پیام مولانا در مثنوی، عشق است، گفت: (نینامه) به بیان عشق اختصاص دارد و با مقایسه با اثر سترگ فردوسی، مثنوی را عشقنامه میدانیم.
وی با نقد و بررسی برخی از اشعار مولانا، عنوان کرد: مقصود از مولانا درباره(نی) این است که نی را تنها یک چوب میان تهی ندانید چرا که او همراه با ناله اسیدی است و این راز هرکسی در نمییابد یعنی هر کسی توانایی ندارد که بداند پیام حقیقی شعر چیست و نباید گفت هیچ سری همراه با نی وجود ندارد.
حداد عادل اضافه کرد: راز(نی) جان نی است همچنان که تن از بدن جدا نیست راز نیز از نی جدا نیست، همچنین لحن صحبتهای مولانا در چند بیت(نینامه) لحن شعرهای شمس را به خود میگیرد.
وی افزود: مولانا در این اثر به دردها و گرفتاریهای روحی و معنوی بیشتر اشاره میکنم و میخواهد انسان اسیر سیم و زر را به آزادی دعوت کند و به نوعی میخواهد آنها را به گسیختن بندهای اسارت دعوت کند.
* مولانا به دنبال درمان انسان است
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: مولانا در کنار دردها و رنجهای انسان درمان را بیان میکند که درمان آن به جزء عشق نیست همه ما و همه مردم جهان به شنیدن پیام مولانا محتاجند. او ما را از حیث و از عیبهای اخلاقی دیگر مانند حسد، برتری طلبی، دروغ و ریا برحذر میدارد و مخصوصا ما را از دوری حرصورزی دور میکند.
حداد عادل بیان کرد: مولانا انسان را میبیند که در آتش حرص نابود میشود و او در آغاز مثنوی از میان همه عیبها بر روی حرص انگشت میگذارد که باید به ان اهتمام بسیار داشت یعنی مزمت حرص در شاهنامه نیز گفته شده که این قالب دو نفر در یک اندیشه است. یعنی همین حرف مولانا نیز از زبان حافظ هم شنیده میشود.
وی افزود: این رندی چیست که حافظ بعد از ۴۰ سال چه دستاوردی به تنگ آورده و آن این بوده که حرص را مهار کرده است همان گونه که مولانا در این اثر درباره آن سخن میگوید.
حداد عادل ادامه داد: حرص در هر عرصهایی قدم مینهد یعنی در عالم سیاست، اقتصاد، دادوستد، کارخانه، علم دین و در همه جا میتواند این موریانه و خوره وارد شده و همه چیز را نابود کند.
* مولانا مشکلات امروز مردم جهان را نیز دیده بود
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: ۴۰۰ سال است که جهان اسیر حرص و آز دنیای غرب شدهاند آیا استمعارگری جزء یک جلوه ناهنجار و زشت از حرص است یعنی آیا حرص به مدد فناوری به سراغ مردم جهان رفته و در آفریقا، هند، چین و خاورمیانه این همه مشکلات و مصیبت را به وجود آورده است مردم این کشورها چه گناهی کرده بودند که کشتیهای جنگی به سمت آنها رفته و آنها این سرزمینها را به تصرف خود درآوردهاند.
وی اضافه کرد: این حرص و آز در قالب نظام گرایی بینظم فعال شده و نه تنها دنیای غرب را بیچاره کرده بلکه در درون دنیای غرب نیز دچار مشکلاتی شدهاند که 99 درصد از حرص و آز و یک درصد سرمایهداران بیرحم بوده که مردم آنها علاقمند بوده که از آنها دوری بجویند که این امر نیز در سخن مولانا نیز مشاهده میشود.
حداد عادل افزود: مولانا میخواهد خودمحوری و خودبینایی را از خودمان درکنیم و عشق مولانا همانند لاو انگلیسیها نیست که مفهوم آن در ذهن به نوعی دیگر خطور میکند بلکه فاصلهای بین عشق مولانا و عشقی که در دنیا مرسوم است وجود دارد.
**اسلامی ندوشن: تقاضای عروج در غزل مولانا به وضوح مشاهده میشود
محمدعلی اسلامی ندوشن از اساتید دانشگاه تهران در کنفرانس جهانی «از بلخ تا قونیه»، بیان داشت: غزلسرایی مولانا طرز خاصی دارد که شبیه به غزلسرایان پیشین خود چون سنایی و عطار نیست.
وی اضافه کرد: شعر مولانا بیشتر از جوشش درون سرچشمه میگیرد و به نوعی اشعار او کمتر از تأمل است و به نوعی میتوان شعر آن را (شعر خودرو) یا (خودجوش) خواند.
اسلامی ندوشن ادامه داد: از این جهت شباهت میان این نوع غزلسرایی و سوررئالیست اروپایی دیده میشود که آن نیز بیشتر از وجدان ناآگاه سرچشمه میگیرد تا اینکه بخواهد از وجدان آگاه باشد.
وی افزود: نزدیک عمر مولانا مقارن با یورش مغول و این وضع در بیقراری روح وی اثرگذار میشد و به صورت تب و تاب و سماع صوفیانه نمود میکرد البته عوامل دیگر نیز در کار بودند.
این استاد دانشگاه درباره مولانا و سوررئالیسم اروپایی گفت: سورئالیسم اروپایی نیز به نوعی دیگر تحت تاثیر زمان قرار گرفت و برخورد تجدد و سنت در اوایل قرن بیستم، سیطره ماشین بر زندگی، اندیشهها را به نوآوری فرا میخواند و این تلاطم فکری سرانجام به جنگ اول جهانی منجر شد که طبایع تازهجو اندیشیدند که اکنون زندگی در شئون مادی به وسایل جدید دسترسی یافته چرا در زمینه هنر این گونه نبوده است و در این راستا نهضت ضدسنت پدید آمد، در نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی ، رقص و از جمله شعر تاثیر گذاشت و وجدان ناگاه در کنار وجدان اگاه به کار گرفته شده است.
اسلامی ندوشن با بیان اینکه در شاهنامه ستایش خرد مشاهده میشود، بیان کرد: در اینجا این سؤال مطرح است که در تکوین وجود مولوی چه چیزهایی در آن موثر بودند که باید گفت سه عامل بزرگ اعم از مسئله زمان، خانوادگی مولانا و تاثیر تاریخ در روحیه مولانا مشاهده میشود.
وی در خصوص مسئله زمان، اضافه کرد: مسئله زمان است که در دوران مولوی و آغاز حمله مغول به ایران وجود دارد و به نوعی حمله مغول سراسر ایران را میپوشاند و بلخ که شهر مولوی بود موجب یورش مغول قرار میگیرد و مردم بیگناه و باگناه در بیرون شهر نابود میشوند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه کل تاریخ در این دوران خلاصه شده بود و فکر حساسی همانند مولوی به حرکت درآمد، گفت: یکی از تفکرات مولانا جریانهای اتفاق افتاده است.
وی افزود: بخش دوم دیگر نیز به خانوادگی مولانا ارتباط دارد چرا که مولانا جزو خانوادهایی بوده که دست خوش افراط بودهاند و تعادل آن چنانی در آن خانواده کمتر مشاهده میشده است.
اسلامی ندوشن ادامه داد: مولانا افراطیخواهی در وجودش است چرا که وی در تشییعجنازه پسرش نیز حضور پیدا نکرده و به نوعی میانه فکری و دوگانگی در آن وجود داشته است.
این استاد دانشگاه گفت: مولانا در تمام عمر در حالت خواب افراطی زندگی میکنند یعنی سه روز در حمام مینشست و دو روز غذا میخورد، همچنین غزلسرایی مولانا نوعی از غزلسرایی شیدایی است و متفاوت با غزلسرایی ایران است.
وی اضافه کرد: اشعار مولانا برافروخته و هیجانی است برای اینکه بر روی کلمات تعامل و سنجیده نمیشود و سعدی و به خصوص حافظ و حتی سنایی و عطار که به کار بردهاند، مشاهده نمیشود و غزلهای مولانا در حال حرکات و هیجان گفته میشود.
اسلامی ندوشن ادامه داد: تاثیر تاریخ در روحیه فردی همانند مولوی به وضوح مشاهده میشود چرا که او کسی بوده که از وطن خود جدا شده و هرگز این دوری از وطن را از یاد نمیبرد.
وی با بیان اینکه قونیه شهر مرکب زبانهای مختلف بوده که زبان اصلی در کنار زبان ترکی، زبان فارسی بوده است، گفت: بروز شخصیت مولانا در غزلهای شیدایی آن وجود دارد و به نوعی ارتباط کلمات و مفاهیم با هم به آسانی درک نمیشود اما یک فضای زیرزمینی در این ارتباط است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه تقاضای عروج در غزل مولانا وجود دارد، گفت: در غزل مولانا تفاوتی بین جسم و جان وجود ندارد چرا که برای عروج باید از جسم جدا شود و به نوعی برای عروج به ثقل جسم رهایی ببخشند و در واقع او ریشه در عمق وجود انسانی دارد.
اسلامی ندوشن در خصوص سوررئالیسم، گفت: معنی این کلمه فراواقعی است و برای این که دنیا از واقعیت به تنگ آمده است، بیان شده است. تا در اندیشه و کلام یک حالت وارونگی ایجاد شود تا کاربرد نظم، عقل و ترکیب را کنار بگذارد و عکس آن را بگیرد.
** نصر: مثنوی مولوی پاسخی برای احساس خلا معنویت در آمریکاست
«سید حسین نصر» استاد دانشگاه جرج تاون در کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه که در مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی در حال برگزاری است، از طریق ارتباط زنده تصویری و به کمک ویدئو کنفرانس سخنرانی کرد.
* مولوی موجب تحول فلسفه تعلیم و تربیت شد
وی ابراز داشت: موجب خرسندی است که از 2 بامداد به وقت واشنگتن درباره مولوی صحبت میکنم. مولویشناسی موضوعی بسیار مهم از جهاتی گوناگون برای ایران، ترکیه، آسیای مرکزی و پاکستان است.
وی گفت: دانشمندان بسیاری عمر خود را صرف این شخصیت کمنظیر تاریخ اسلام کردهاند و با بازشناسی مولوی برای رشتههای زبان فارسی، ترکی، هندی، سندی گفت: مولویشناسی به لحاظ تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام همچنین برای کلام و فلسفه اسلامی دارای اهمیت فراوان است.
نصر ادامه داد: مولوی موجب تحول فلسفه تعلیم و تربیت شده و مکتبهای موسیقی تحت نفوذ مولوی به وجود آمد.
* چپگراها و مارکسیستها بزرگترین حملهکنندگان به دین بودند
وی گفت: اهمیت سما مولوی بر هیچ کسی پوشیده نیست، همه میدانند در غرب راجع به زیباشناسی کتاب بسیاری نوشته شده است و مهمترین کتاب زیباشناسی فارسی مثنوی معنوی مولوی است.
نصر ادامه داد: مولویشناسان مثنوی را تنها قرآن به زبان فارسی بلکه تفاسیر قرآن خواندن و مولوی از ضمیر انسان سخن میگوید و این ضمیر به حقیقت انسان و الله باز میگردد.
استاد دانشگاه جرج تاوان ادامه داد: انگار مولوی بر سر سفر ازلی ایستاده است و ما را به این سفره ازلی دعوت میکند و در این سفر درباره سجایای اخلاقی حضرت امیر المؤمنین(ع) موسی(ع) و محمد(ص) شعر میگوید و با بیان این سجایای اخلاقی قصد دارد ما را به سوی کمال رهنمون کند.
وی گفت: بعد از تجدد دین مورد حمله بسیاری قرار گرفتند از جمله گروههای چپ و مارکسیستی از بزرگترین حملهکنندگان به دین بودند اما هیچ وقت رجوع به مثنوی قطع نشد.
* هیچ مقام فرهنگی در ایران مهمتر از مولوی نیست
نصر گفت: مولانا قصد دارد ما را انسان کند و انسانشناسی لازمه خدا شناسی است.
این استاد دانشگاه مولانا سلطان عشق است و این عشق، عشقی است که مخالف عقل کلی باشد و عشق مورد نظر مولوی به منزله نور است.
وی گفت: عشق مولانا نور است که هم روشنایی و هم گرما میبخشد روشنای معرفت و گرما عشق است.
این استاد دانشگاه جرج تاون با بیان اینکه عشق در مکتب خراسان با معرفت جدا نیست، گفت: عشق نیرویی است که انسان را به خداوند باز میگرداند و این عشق افلاطون و جالینوس ما است.
نصر با اشاره به اینکه بیان حقیقت از زیبایی جدا نیست، گفت: مولوی ازدواج بین دانش و عشق را توأم کرد. هیچ مقام فرهنگی در ایران مهمتر از مولوی نیست.
* مولوی در آمریکا پر فروشتر از شکسپیر است
وی گفت: مولوی در آمریکا پر فروشتر از شکسپیر است و علت مولوی خواندن در کشورهای آمریکایی و غربی پر کردن خلا معنوی ناشی از اصل تجدد است.
نویسنده کتاب «هنر و معنویت اسلامی» تأکید کرد: امیدوارم این عشقی که در آمریکا در بین شاگردان من نسبت به مولوی وجود دارد در ایران صد برابر بیشتر وجود داشته باشد.
نصر افزود: امروزه دوران افکار منحط و تعابیر نادرست معنوی است و مولوی ما را در این عصر کمک میکند.
وی گفت: ما باید فراتر از نزاع جدید ناسیونالیسم که از غرب آمده فکر کنیم که آیا مولوی ایرانی، ترکی و تاجیکی است؛ مولوی ایرانی است اگر به آن فکر کنیم.
این فیلسوف سنتگرای ایرانی در پایان خاطرنشان کرد: من قلبم همیشه با ایران و مردم ایران است.
**موحد: همدمی با پیر مرموز تبریز از مولانا شاعری بزرگ ساخت
«محمدعلی موحد» عضو هیئت علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه که در مرکز بزرگ دایرةالمعارف اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: مولانا جلالالدین دیوانی با بیش از ۴۰ هزار بیت دفتر مثنوی و بیش از ۲۶ هزار بیت برجا مانده است و این حاصل یک دوره ۳۰ ساله از زندگی اوست.
وی گفت: شمس تبریزی در سال ۶۴۲ قمری به سراغ مولانا آمد و به تحول شگرف در زندگی مولانا پدید آورد. ظاهرا مولانا پیش از آشنایی با شمس چیزی ننوشته بود و یا اگر نوشته بود چیزی از آن بدست ما نرسید.
این پژوهشگر گفت: شعر مولانا بازتاب همان تحول روحی است که با رسیدن به شمس در او پیدا شد. مولانا در واقع حکایتگر تجربهها و اکتشافات معنوی است که در حین سرودن شعر و همراهی آن در او رخ میدهد.
موحد ادامه داد: شمس تبریزی میگوید: «به حضرت حق تضرع میکردم که مرا به اولیای خود اختلاط دهد و هم صحبت کن. به خواب دیدم که مرا گفتند که تو را با یک ولی همصحبت کنیم، گفتم: آن ولی کجاست؟ شب دیگر دیدم، گفتند: در روم است.»
وی گفت: شمس آن ولی خدا را همراه با شاعری بیهمتا در وجود مولانا کشف کرد. مولوی سخنشناس بزرگی بود که شمس دست بر روی او گذاشت.
موحد ادامه داد: مولانایی که ما میشناسیم حاصل مناقبت با شمس است. مولانا با شمس آغاز میشود.
وی ادامه داد: مولانا از همدمی با پیر مرموز تبریز بود که به عارفی بزرگ تبدیل شد و تا این اواخر مولوی شناسان به جنبه عرفانی مولوی تاکید میکردند.
عضو هیئت علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: مولانای شاعر در پرتو نوآئین نقد شعر جلوهای تازه یافت. از منظر زیباییشناسانه چشمها را خیره کرده است.
موحد گفت: نقش جادویی شمس آتشفشان طبع مولوی را روشن کرد. مولانا از خاندان تقوا بود و شعر نمیسرود و پس از فریفتگی از آفتاب جمال شمس تبریزی در سماع آمد.
وی گفت: شکی نیست مولانا پیش از آشنایی با شمس با شعر آشنا بوده و تسلط در اسلوب سخن و ظرفیتهای شگرف او داشت.
موحد ادامه داد: ساحت شعر مولانا از عرفان مولانا جدا نیست و شعر او بازتاب هیجانات درون و تجربه معنوی اوست که در حین سرودن شعر شکوفا میشود.
**مجتبایی: مولوی از ادبیات یونان و بودیسم تأثیر پذیرفته است
«مهدی نوریان» عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه که در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در حال برگزاری است، اظهار داشت: برای راه یافتن به دریای بیکران اندیشههای مولانا و کشیدن قسمت یک روزهای به قدر تشنگی از آن دریا به ناچار باید سرچشمههای آن را دریافت.
وی گفت: مولانا جلالالدین مانند هر شاعر و یا نویسنده بزرگ دیگر در خلق آثار خویش از خواندهها و آموختههایش بهره برده است و با نیرویی شگرف اندیشه خلاق خود آنچه را که از دیگران گرفته چنان پرورش داده است که گویی خود ابداعکننده آنهاست و به همین سبب گاهی یافتن آن مأخذ به دشواری امکان مییابد.
نوریان گفت: آثار حکیم سنایی غزنوی از با اهمیتترین منابع فکری و زبانی مولانا است، که خود او بارها با تعبیرات گوناگون بر آن تصریح کرده و از خوانندگان آثارش به تاکید خواسته است تا برای درک بهتر آنها به سخن سنایی رجوع کنند.
سید فتحالله مجتبایی از دیگر سخنرانان همایش بود که گفت: داستان مردی که در روز روشن با چراغ در جستجوی انسان در شهر میگشت از داستانهای معروف مثنوی است که در عین حال در ادبیات یونانی و کتابهای بودائیان هند نیز دیده میشود.
وی ادامه داد: در آثار بودایی ظاهراً این داستان شاهد و مقابله بودائیان و تبلیغات برهمانانی است که به تقلید از مبلغان بودایی مدعی هدایت مردم و برطرف کردن ظلمت جهل و ظلم از جهان بودهاند.
مجتبایی گفت: مولانا جلالالدین این داستان را میشناخته و بدان یک بار در دیوان کبیر و بار دیگر در دفتر پنجم مثنوی اشاره کرد و آن را وسیله بیان اغراض و افکار خاص خود قرار داده است.
انتهای پیام
منبع: خبرگزاری فارس
|